خرید بک لینک

من چی گفتم؟! من؟! کدوم تخصص؟!

نه آقا شما عقل ندارین، قبلا کشیدین

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

یادم رفت که: می خواستم بگم، جون من تو خودشی؟! خودش نیستی! برو کلک خودتی دوست،

سیاغول بیابونی.

میبینی توهم آدم را به پایه تخصصی نه میرسونه، تا بگه برو سحر جون برو ما خودمون آفتاب لب بومیم.

....

+چقدر هوا خوبه امروز؟!

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

یعنی جوری که این ننجون ها یادمون دادن این کتابه را بوس کن و گردگیری کن، وای نهههه زیرش پایه باشه روش سماور...، هیچ جنبنده ای راه تکامل و پیشروی و موفقیت را به هم نسل خود منتقل نکرد، فقط اونجاش که میگه

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

آشپزباشیهمچنان فرض محال را بر یک خواننده ناراضی نامبرده می گذارم. به نظرم این شکلک به اندازه کافی ترسناکه و دوست ندارم شبیهش باشم. اینکه بگذار از خودمون بگیم!! امروز اولین روز تعطیلی ام بود. چون مردد شدنم را

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

خوب بچه ها امروز را نباید از دست داد پس بلند شین یک گرمکن بپوشین و بزنید به دل جاده سلامت. فکر می کنید چقدر میتونید بدون سک سکه بدوید؟! خب من چون زیاد قدرتی کار کردم هر مربی ورزشی را می تونم به مبارزه بطلبم. آخه دیشب داشتم فکر می کردم بعد یکسال تلاش مستمر فقط فرم دهیم زنانه شده- تو مایه های آرنولد شوازینگر- ولی حتی یک گرم هم زیباتر نشدم، من دیگه نمیرم!

مشکل گاهی زنانگی ندانستن است! قدرتی ترین رشته دنیا.

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

+ نه ببین ستاره جون تو یک موجود کاملا حفاظت شده فضایی هستی- من این فیلمه را دوست دارم+کدوم- درباره یک کامیکه که ...-خب به من گوش کن،قشنگ یک نابغه ای، می خواستی بیوتلنولوژی بخونی دیگه+ نه مد نیست، عه

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

برای مردانگی کردن تنها پوشیدن یک حالا دو حالا سه (وای فکرشو بکن یک کمد پر )لباس مناسب کافی است!!

بقیه اش بهانه های عاشقانه است.

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

رفتم باشگاه مربی دوست داشتیمون فرناز اومده بود و میشه گفت: عالی بود. دستشم درد نکنه.بعد موذن اذان گفت و ما( من و کیفم) راهی مسجد کوچه بقلی شدیم. من یکی از اعضای ادل بدلش هستم چون اگه واقعا دلم را انتخ

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

شیوا من نمی خوام باهات ازدواج کنم. میدونم منم نمی تونم به زندگیت رویا بدم.من گیر افتادم. یا چی می گن زمین گیر شدم. نمیدونم ولی به نظرم احمقانه ترین چیز برگشتن از خودت و یا زودتر پیچیدن در جاده اییه که

برچسب: نویسنده: شیوا حکیمی تاريخ: جمعه 25 بهمن 1398 ساعت: 22:11

صفحه بندی